عاشقانه در گور ... | بلاگ

عاشقانه در گور ...

تعرفه تبلیغات در سایت

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز

آخر مرا شناختی ای چشم آشنا

چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو

من هستم آن عروس خیالات دیرپا

چشم منست اینکه در او خیره مانده ای

لیلی که بود؟ قصه چشم سیاه چیست؟

در فکر این مباش که چشمان من چرا

چون چشم های وحشی لیلی سیاه نیست

در چشم های لیلی اگر شب شکفته بود

در چشم من شکفته گل آتشین عشق

لغزیده بر شکوفه لب های خامشم

بس قصه ها ز پیچ و خم دلنشین عشق

در بند نقش های سرابی و غافلی

برگرد … این لبان من، این جام بوسه ها

از دام بوسه راه گریزی اگر که بود

ما خود نمی شدیم چنین رام بوسه ها!

بانو فروغ فرخزاد 💙

موضوعات: ادبی ، احساسی و عاشقانه

برچسب ها: چشمان سیاه , لیلی , عشق

عاشقانه,...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 13:28